من

هنر من و بزرگترين هنر من: فن زيستن در خويش.

همين بود که مرا تا حال زنده داشت.

همين بود که مرا از اينهمه ديگرها و ديگران بيهوده مصون مي داشت. 

 هر گاه با ديگران بودم خود را تنها مي ديدم. 

 تنها با خودم, تنها نبودم اما, اما اکنون نمي دانم اين "خودم" کيست؟  کدام است؟ 

 هر گاه تنها مي شوم گروهي خود را در من مي آويزند که منم 

 و من با وحشت و پريشاني و بيگانگي در چهره هر يک خيره مي شوم و خود را نمي شناسم! 

 نمي دانم کدامم؟ 

 مي بيني که چه پريشاني ها در بکاربردن اين ضمير اول شخص دارم, متکلم! 

 نمي دانم بگويم از اينها من کدامم يا از اينها من کدام است؟ 

 پس آنکه ترديد مي کند و در ميان اين "من" ها سراسيمه مي گردد و مي جويد کيست؟  من همان نيستم؟ 

 اگر آري پس آنکه اين من را نيز هم اکنون نشانم مي دهد کيست؟ 

 اوه که خسته شدم! بايد رها کنم. رها ميکنم اما چگونه مي توانم تحمل کنم؟ 

 تا کنون همه رنج تحمل ديگران را داشتم و اکنون تحمل خودم رنج آورتر شده است. 

 مي بيني که چگونه از تنهايي نيز محروم شدم؟! 

از دکتر علي شريعتي

/ 7 نظر / 2 بازدید
بهزاد

در من این من تنها فریاد می زند خدایا چرا انسان زاده شدم ؟؟؟؟؟؟ دوست من سلام ممنونم که به کلبه ما سر زدی بازم ازین اشتباها کن همیشه شاد و سبز باشی تا بعد .....

باران

يارب از ابر هدايت برسان بارانی پيشتر زان که چو ابری ز ميان برخيزم

ايدن

انتخابت عالی بود به روزم

مجيد

سلام دوست عزیزم ... هیچ چیز ارزشمندی بدون شور و اشتیاق بدست نمی آید . عاشق واقعی کسی است که معشوق خود را آزاد می گذارد تا خودش باشد . خوش شانس ترین آدمها کسانی هستند که بیشترین تلاش ها را می کنند . با شخصيت سنجی از روی گروه خونی به روزم خوشحال می شم اگه اين اطلاعات بدردتون بخوره شاد باشی و پايدار

هجران

هجران يه بدبختی داره! اين که حتی ناراحتی کسی که اذيتش کرده رو هم نمی تونه تحمل کنه. و زود هم می بخشه اون وقت اين شکلی درد می کشه همين!