شيشه و آينه

جوان ثروتمندي نزد يك انسانی وارسته رفت و از او اندرزي براي زندگي نيك خواست.

مرد  او را به كنار پنجره برد و پرسيد:

- "پشت پنجره چه مي بيني؟"

- "آدمهايي كه ميآيند و ميروند و گداي كوري كه در خيابان صدقه مي گيرد."

بعد آينه ي بزرگي به او نشان داد و باز پرسيد:

- "در اين آينه نگاه كن و بعد بگو چه مي بيني."

- "خودم را مي بينم."

- " ديگر ديگران را نميبيني! آينه و پنجره هر دو از يك ماده ي اوليه ساخته شده اند، شيشه. اما در آينه لايه ي نازكي از نقره در پشت شيشه قرار گرفته و در آن چيزي جز شخص خودت را نمي بيني.

اين دو شيئ شيشه اي را با هم مقايسه كن. وقتي شيشه فقير باشد، ديگران را مي بيند و به آنها احساس محبت ميكند. اما وقتي از نقره (يعني ثروت) پوشيده مي شود، تنها خودش را مي بيند.

 تنها وقتي ارزش داري كه شجاع باشي و آن پوشش نقرهاي را از جلو چشمهايت برداري تا بار ديگر بتواني ديگران را ببيني و دوستشان بداري."

/ 14 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
استاد معرفت

با درود و مهر بی پایان غرض فقط تبریک عید بود و بس. پس میلاد با برکت سلطان عشق، دلبر دلها، نگین طلای ایران زمین، علی ابن موسی الرضا بر شما فرخنده باد. یا حق

نیلوفر

وبلاگ زیبایی داری تبریک میگم به منم سر بزن

نیلوفر

مرسی از حضورت رنگ مشکی بهترین رنگه وقتی با رنگهای دیگه قاطی میشه خودشو گم نمیکنه بازم مشکیه ما هممون متهمیم!

مريم

سلام رهای خوبم ممنونم عيد تو هم مبارک(ببخش به کوچولو دير گفتم) مراقب زيبايی باش

مريم

همونی که تو گفتی منظورم بود سلام اگه خوب پستام رو خونده باشی تو همشون از اين جنس ضايع شدم

صداي تنهايي

سلام يعنی آينه مغروره يعنی غرور مياره ... خيلی زيبا بود منم آپ کردم بيا منتظرتم

مريم

سلام رهای عزيز خوبی؟ من تازه فهميدم هم شهری هستيم کتاباتم يادمه نامه های فهيمه بود ديگه نه؟ چه خوبه که هستی مراقب خودت باش

باران

سلام من که داد نزدم زمزمه کردم

تبسم

سلام رهای عزيز برای ديدن زندگی ديدن گذر لحظه ها و جريان محبت پنجره داشتن لازم است اما بگذار آيينه هم باشد برای روزهايی که بايد به خود از درون خود نظری بيافکنيم پيش از انکه نامحرمانه بر ما نظری بيافکنند نامحرمان زندگی...