حذف غیر منتظره یک وبلاگ

یادم می آید که خیلی وقتها از این جمله استفاده کرده ام «هر برخوردی مسئولیت ایجاد می کند و ما در قبال آن مسئول هستیم»

حال که چند سالی است دنیای مجازی پیش چشم ماست و ما برخوردهایی با کسانی که نمی شناسیمشان داریم و دوستانی می یابیم که فقط از طریق فضای سایبر (دنیای مجازی) با آنها رابطه داریم، آیا باز هم مسئولیت داریم.

آیا می توانم هر چه می خواهم و هر چه می خواهم را بنویسم و آیا می توانم دیگران را با خود همراه کنم و به یکباره همه را در بهت فرو برده و به یکباره خداحافظی! کنم.

تا کجا می شود دیگران را با خود همراه کرد و دفعتا از میان آنان رفت؟

آیا واقعا این رفتن بابت رسیدن به جواب خیلی از سوالها بوده؟ که در اینصورت این دوستان و همراهان و کسانی که با شادی من شاد و با دلتنگی من دلتنگ و با غم من ناراحت می شدند نباید در این ساحل آرامش شریک شوند و فقط در تلاطم امواج روحی شریک و یار محسوب می شوند؟

یا شاید این تلاطم روحی به حدی شدید شده که متخصصان یا دلسوزان یکی از راههای غلبه بر آن را جدایی از این فضای سایبر دانسته اند؟ که یک اطلاع رسانی مناسب به نظر راهکاری محترمانه می رسد.

و حدس سوم که امیدوارم اینگونه نباشد این است که اجباری در این کار بوده که من باید به خاطر بعضی تعصبها یا تردیدها از این فضای سایبر جدا می شدم و طبیعتا حتی فرصت اطلاع رسانی هم نداشته ام.

در هر حال حذف یک وبلاگ نه حذف تاریخ و گذشته یک فرد که حذف بخشی از تاریخ و تجربه و ادبیات بشریت است.

اگه یه روز مجبور شوید با فضای سایبر خداحافظی کنید فکر می کنید علت آن چه خواهد بود؟